خیلی از ذهن به دوره که معلم راهنمای آدم اول سال بدون هیچ بحثی بگه که فلان کار را نکنید و اگر بکنید فلان توبیخ را دارد و بعد رسما اعلام کند که ما با هم قرار گذاشتیم!!
خوب بعد اون وقت یه سئوال این چه فرقی با همان بحث پادگان و توبیخی و ... دارد؟
چه جوریاست؟؟؟
اول سال به آدم میان میگن که خط ریشت از یه حدی بیشتر باشه خوب نیست بعد در کلاس مشاوره رسما اعلام می شود که افرادی که مورد خوردند(در همین زمینه) اگر باز هم رعایت نکنند اخراج می شوند.!
جالب تر از این داستان ها توجیه آن است که :ما با هم قرار گذاشتیم!!
حالا کی و کجا احتمالا باید خواب های ایشون رو ورق زد تا به نتیجه رسید!
و حتی یک نکته جالب تر این که: وقتی وارد بحث می شوند(دوستان) با کمال منطق به فرد گفته می شود که من حرفاتو نمی فهمم برو هو کوتایش کن!
اگر معنای دیگری به جز همان پادگان و... در میابید لطفا به جد اعلان کنید شاید یک نفر باشد!
در ضمن خود بنده هم به الاجبار مجبور شدم خط ریش طبیعی که خود سلمانی برایم درست کرده بود را بالا تر ببرم تا دچار مجازات نشم!
یک در ضمن دیگر هم اینکه با آن همه داد و بیداد ما در رابطه با برگزاری امتحان روز جمعه، جالب است بدانید که همین جمعه باز هم امتحان داریم و به هیچ جا نرسید!
مگر دو تا سه نفر!
کیو
پس از امتحان هاي پي در پي (اعم از امتحان هاي كلاسي و همگامان ها) بلاخره روز پنج شنبه رسيد.
از اول صبح نه معلم راهنمامون(جناب آقاي ميرقاسمي) مدرسه بودند نه كمك معلم راهنما(جناب آقاي امراللهي).
آقاي امراللهي كه از دو هفته قبل سر كلاس گفتند كه : من امتحان دارم يكي دو هفته پنج شنبه نمي يام.
ولي برنامه را با جديّت(مي دونم جديّت غلطه) پي ريزي كردند و گفتند كه روز پنج شنبه ساعت 30/5 يا 6 مي رسند و ما رو در اين اردو همراهي مي كنند.
و اما جناب آقاي مير قاسمي حامي و پشتيبان برو بچه هاي دوره ي 31 :
از صبح روز پنج شنبه پيداشوهن نبود . با خود من هم قرار صحبت و مشاوره داشتند اما...
يه حرفايي راجع به كسالت ايشون شنيدم كه نمي دونم حقيقت داشت يا نه . اگر هم اين حرف حقيقت داشت و ايشون كسالت داشتند ، بنده از طرف همه سي ويكي ها آرزوي سلامتي براشون دارم.
خوب اينا رو گفتم تا بفهمي از صبح تو مدرسه چه خبر بوده.
آره پنج شنبه شد .(ادامه تو ادامه مطلب، خیلی مهمه بخون)
1- قادر است تمامی برنامه ی هفتگی یک دوره را که ساعت ها تعداد زیادی برایش وقت گذاشتند، به سادگی خراب کند و کسی هم اعتراض نکند.( یابتوان اعتراض کردن را...)
2- قادر است وقت را از یک سری از معلمین مثل: مثلا دین و زندگی و هندسه و ...(که غیره اش خیلی هم زیاد است) بگیرد. با توجه به این که این کلاس ها خود زیاد هم جلو نیستند، حال چه طور؟ خدا عالم است.
3- قادر است مواقع جمع آوری تکلیفش را در هر موقع از زندگی شما قرار دهد و شما حق هیچگونه اعتراضی نخواهید داشت.شاید باورت نشه ولی امکان جمع آوری تکالیف صبح روز جمعه در مورد عربی زیاد هم غیر منطقی نیست.
4- قادرند با هر بارمی که دوست داردند از ما امتحان گرفته و هر جور لازم است تصحیح کنند(که البته در مورد خوب یا بد بودن این کار اصلا نظری نمی دهم)
5- قادرند کمک معلم راهنمای دوره شوند. حال اینکه اول یا دوم یا حتی سوم و چهارم(احتمالا 3 و4 در آینده)( که در خوب یا بد بودن این هم نظری نمی دهم)
6- قادر است با وجود سخت ترین شرایط مثل زلزله یا حتی سیل زدگی به شما تکلیف دهد و اصلا هم مشکلی نیست که فردای آن روز به قدر کتب دهخدا باید تکلیف تحویل دهید یا که 31 تا امتحان را باهم به صورت اتفاقی در یک زنگ دارید.(خوب به قول معلم راهنمای دوست داشتنیمان، این ها در زندگی لازم است، بله واقعا هم لازم است)
طبق قوانین دبیرستان مفید(1) ما دیگر از ادامه دادن این موارد معذوریم.
کیو
بد از نصب در تابلو بنده کلی جرات پیدا کردم و شروع به تحدید کردن آقای x کردم که این اصل صفحه که با خودکار قرمز سانسور شده است را scan و به وبلاگ دوره انتقال می دهم!این هم در نظر بود اما خوب وقتی دیدم یک برگه ی A4 که کاملا قرمز است رو scan کنم و به وب بزارم چه کاریست وقتی همگان چند تا از این برگه ها داریم!(البته قسمت هایی هم گر چه اندک از نثر بنده بود و برای آن خط خوردگی شد)
خلاصه ی اون همه جر و بحث این شد که آقای x توانستند با توجه به چربیدن زورشان نسبت به بنده، این حقیر را راضی کرده تا با کمترین سانسور که از جانب آقای x (وزارت ارشاد مدرسه)تایید شده به تابلو دوره و در خدمت مدیر محترم رفته و بدون سانسور آن هم اینجا در دسترس عموم قرار گیرد!
بخشید اگر به کسی بی احترامی شد!
در ضمن ما آخر نفهمیدیم چرا آخر جلسه، دقیقا، وسط اون همه اعتراض بچه ها، جناب آقای میر قاسمی به طور کاملا اتفاقی(بله کاملا اتفاقی) حال و هوای اردو گرفتند، و شروع به خاطره تعریف کردن، کردند. آخر رابطه ی اردو و سایت؟؟؟
اینم بدون سانسورش:
درادامه مطلب!!
کیو
در این جلسه چندین مصوبه و تصمیم گرفته شد که شرح آن در ذیل آمده است:
1. مصوب شد تا در دروس فیزیک و شیمی زمانی برای حل تمرین گذاشته شود.
2. مصوب شد تا بودجه بندی تکالیف عید نوروز در اختیار کمیته علمی قرار بگیرد تا اگر دبیری از زمان خود تجاوز کرد فوراً و با سند جلوگیری شود.
3. مصوب شد تا دفاتری که در صبح ها جمع می شود را مسئولینی انتخاب شوند تا مسئولیت حمل و نقل دفاتر را به عهده بگیرند.
این افراد مسئولیت دارند تا هرصبح دفاتر را به محل تصحیح برده و بعد از تصحیح به کلاس بازگردانند.
4. مصوب شد تا برای درس فیزیک فرصت مثبتی ایجاد شود.
5. مصوب شد تا تکالیف عید به صورت رایانه ای یا به صورت ایمیلی نباشد.
6. مصوب نشد تا تکالیف را زودتر در اختیار دانش آموزان بگذارند.
7. مصوب شد تا دفاتر را سریع تر تصحیح کنند و دفاتر را زودتر به دانش آموزان برگردانند.
این مصوبات در وبلاگ دوره نیز به ثبت رسیده است.
1-نکات یا داشت شده از سخنان سخنرانان!
2-انتقادات به ظاهر تلخ!
3-گزارش روند کلی مراسم
4-نکات زیبا!
5-نظر های کلی بچه ها در رابطه با بعضی از قسمت های مراسم(مقالات، تئاتر، سرود، ...)
البته هنوز روز آخر (دوشنبه شب)به این گزارشات اضافه نشده است!ان شا ال... هر وقت معلم راهنمای عزیز تاییدش کردند براتون میزارم!
در ادامه مطلب میزارم!کاشکی میخواندیش!
روز آخر(دوشنبه!)
کیو
در ادامه مطلب گزارشش هست!(امروز، روز کار کار و کار و...)
کیو

۳ روز مانده تا هدف!!!
۳روز...
دقیقا می شد روز شنبه که این گزارش طراحی شد!گزارش برای همان روز(شنبه) هم هست!
طبق قولی که داده بودم زود تر از پرتال روی وبلاگ دوره ۳۱ میره!!!
باقی هه روزا هم همینطور است!قطعا زود تر روی وبلاگ میاد!
اینم گزارش شنبه که زیادم خوشحال کننده نیست چون...:
در ادامه مطلب(۳ روز مانده تا هدف)
کیو

قول میدم!قول میدم که زود تر از خود پرتال آپ کنم!نه شوخی نیست، قراره که یه گزارشی از روز های کار بچه ها و خود هفته شهدا بنویسم که قراره روی پرتال بره!اما نکته کاملا مهم اینجاست که در این عرصه قول شرف میدم که زود تر از پرتال آپ بشه و احتیاجی به این نیست که برید و پرتال رو چک کنید!
اما گزارش روز پنجشنبه :
در ادامه مطلب(۵روز مانده تا هدف)
روز های دیگه هم در باقیه پستا میاد!!!
کیو